«… من زمانی به مقاومت پیوستم که خمینی انقلاب را سرقت کرده بود. دیدم که در کردستان جنایتها شروع شد. قلبم برای هموطنانم می ‌تپید. روزی نبود که به فکر کشورم نباشم. برایم سرنوشت مردمم و مبارزینی که برای مردم می ‌جنگیدند، مهم بود ... اگر من مبارزه نمی‌کردم، تا به‌ حال مرده بودم. مبارزه چیزی است که آدم را زنده نگه می‌دارد… مبارزه، زیباترین نوع زندگی است…
 اگر هزار بار هم برگردم، تصمیماتی که گرفتم درست بوده و من تا آخرین لحظۀ حیاتم در کنار این مقاومت بوده‌ ام و بزرگترین افتخارم است… بیشتر از هر جایزۀ دیگری که گرفتم، جایزۀ اصلی همان عضویت در شورای ملی مقاومت و در کنار مجاهدین بودن است».

به قلم دکتر عبدالحسین زرین کوب

«برد دزدی را سوی قاضی عَسس(=پاسبان)/

 خلقِ بسیاری روان از پیش و پس

روزنامۀ «صوراسرافیل»، دورۀ اول، شمارۀ ۵.

 محمد مختاری, شاعر, نویسنده و مترجم معروف, در مهرماه سال ۱۳۷۷ به همراه پنج نویسنده دیگر عضو «کمیته تدارک و برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران» به «دادسرای انقلاب» احضار شد.

صفحه1 از70